صفحه اصلی » یادداشت ها » یادداشتی بر نمایش ششمین پرده تراژدی مکبث

یادداشتی بر نمایش ششمین پرده تراژدی مکبث

یادداشتی بر نمایش : ششمین پرده تراژدی مکبث
خداداد رضایی
ششمین پرده تراژدی مکبث نوشته و کارگردانی مصطفی قاسم نژاد از شهر کاکی در دوازدهمین جشنواره تئاتر معلولین استان بوشهر به روی صحنه آمد.
برای پرداختن به این نمایش نخست باید نمایشنامه مکبث شاهکار و اثر به یاد ماندنی ویلیام شکسپیر را ورق بزنیم .
تراژدی مکبث شرح زندگی پرحادثه ی سرداری دلیر و لایق و صدیق به نام مکبث است که دنکن، پادشاه شریف و مهربان اسکاتلند، او را از میان هواخواهان خود انتخاب می کند و به وی لقب و منصب می‌‌بخشد. اما مکبث بر اثر تلقین جادوگران و وسوسه ی نفس و به اغوای زن جاه‌طلب خویش در شبی که پادشاه مهمان اوست او را در خواب خوش می‌کشد و با این کشتی جهنمی برای خویشتن به‌وجود می‌آورد که کمترین عذابش محروم‌ماندن از خواب راحت ‌بخش شب است. مکبث از آن پس گرفتار عذاب‌‌وجدان می‌شود چندانکه هر آهنگی و هر در کوفتنی او را هراسان می‌کند و تاثیر وقایعی که بر او گذشته است به قدری است که هنگام تنهایی جسد بی‌جان دنکن را در برابر خود مجسم می‌بیند. زبردستی شکسپیر در وصف حالات روحی مردی اسیر شهوت جاه‌طلبی مظهر خیانت و جنایت در حد کمالست. مکبث کوتاهترین تراژدی‌های شکسپیر است . تاثیراتی که از مطالعه و مشاهده این تراژدی بزرگ حاثل می‌شود به قدری متنوع و شدید است که ذهن انسان بیشتر به سرعت حادثه های این وقایع متوجه می‌گردد نه به کوتاه بودن این نمایشنامه. مکبث پرشورترین و شاید عظیم‌ترین و اثر شکسپیر است.
این نمایشنامه در پنج پرده نوشته شده است اما آقای قاسم نژاد با جرات فراوان پرده ششمی را می گشاید که تا اندازه ای باعث حذف آخر پرده پنجم مکبث شکسپر می شود کارگردان در خلق داستان چیزی اضافه بر داستان اصلی ندارد و حول محور همان قصه پنج پرده ای می چرخد و باز هم سرنوشت و تقدیر اساس نمایش را رقم می زند که در پایان داستان آقای قاسم نژاد با پادشاهی مکبث اتفاق می افتد نمایش در فضایی سرد آغاز می شود که کم کم با جان بخشیدن به پارچه قرمز صحنه گرم می شود و پیش بینی ما درست از آب در می آید باید انتظار حوادثی برای مکبث قصه باشیم آدم های نمایش انگار همه سوگوارند و درگیری درام بر پایه روابط انسانی شکل می گیرد و وقتی تماشاگران انتظار یک نمایشنامه تراژدی دوره کلاسیک را دارند کارگردان با حفظ داستان کهن با زیرکی با بکار بردن واژه های محلی و مکانهای خاص در استان نمایشنامه را از آن فضای دوره کلاسیک خارج می کند اما سعی می کند با حفظ ساختار روند داستان را با یک رویکرد نو آغاز نماید در واقع می شود عنوان کرد یک داستان در دو قالب مجزا است اما فیزیک بدنی شخصیتها کمکی به شخصیت شناسی داستان نمایش نمی کرد و مشخص بود که نمایش برای معلولین بازسازی شده است و احساس می شد نمایش بازیگران دیگری را هم طلب می کند و جای خیلی ها مثل جادوگران و پیشگویان خالی بود گرچه اشاراتی شد ولی پایه داستان را چفت نکرد و کارگردان نمایش را با پادشاهی مکبث به اتمام می رساند همان پیشگویی که توسط جادوگران شده بود در داستان اصلی شده بود اما عذاب وجدانی که مکبث باید بعد از این اتفاق دچار می شد در میان تشویق و اتمام نمایش گم شد. اگر از فضای شدت نور صحنه گرفته می شد و موسیقی مناسب با رویداد انتخاب می شد حس تماشاگر در ارتباط با صحنه را بیشتر می کرد برای این کارگردان خوب هم استانی با این نگاه نو و تلفیق اندیشه های کهن و نو در بازسازی داستانهای کهن و خلق آثار بدیع آرزوی موفقیت و سربلندی دارم .

Print Friendly, PDF & Email

درباره‌ خداداد رضایی

نویسنده، کارگردان و پژوهشگر هنر نویسنده 24 نمایشنامه نویسنده 5 فیلمنامه نویسنده 8 داستان تالیف 5 کتاب نویسنده 18 مقاله هنری

این مطلب را نیز بخوانید

یادداشتی بر نمایش شب مهتابی پلنگ به کارگردانی عبدالرسول ایزدجو

قصه نمایش شب مهتابی پلنگ در واقع قصه ای است بین باور و رویا ، ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فروشگاه کتابهای هنری من رد کردن